افضل شوق، مردی در پس آوای صلح/فاطمه صلاحی تهران ایران
Afzal Shauq, a man behind the peace ,By:Fatemeh Salahi Tehran Iran
در جایی داستان زیر را خواندم :"استادی به همراه شاگردش در صحرا بودند. استاد می خواست به شاگردش بیاموزد که همواره باید به خدا اعتماد کند. شب فرا رسید. استاد چادر را برپا کرد و از شاگرد خواست که افسار اسب ها را به صخره ای ببندد. شاگرد با خود اندیشید : استاد درباره اعتماد به خدا با من گفت حتما می خواهد مرا امتحان کند. پس دعاایی طولانی خواند و اسب ها را به خدا سپرد. روز بعد وقتی از خواب برخاستند اسب ها رفته بودند. شاگرد به استادش گله کرد و گفت: دیگر به خدا اعتماد ندارم چون او مراقب همه چیز بوده و اسب های ما را فراموش کرده است. استاد پاسخ داد: تو اشتباه می کنی. او می خواست مراقب اسب های ما باشد ولی برای این کار به دستهای تو نیاز داشت که آنها را ببندی. آری خداوند معجزه می کند ولی با دستهای ما، عشق را می گستراند ولی با قلبهای ما، و دقیقا به همین دلیل است که اگر افضل شوق از صلح می گوید کلامش را تلاش خدا برای ارزانی داشتن آرامش به بندگانش می دانم. چرا که ایمان دارم او ما را نیافرید تا طعم رنج را بچشیم بلکه ما را آفرید تا عشق بورزیم.
__________
افضل شوق، مردی در پس آوای صلح
****
کاترین مک دونالد
***
(ترجمه :- فاطمه صلاحی تهران ایران)
***
من فقط به نوشته های افضل شوق علاقه مند نشدم بلکه به مردی که در پس آرمان ها وجود دارد علاقه مند شدم. می خواستم بدانم چه چیزهایی الهام بخش او هستند . چه کسی او را به نوشتن سوق داد؟ کمی از زندگی خانوادگی اش فهمیدم. در طول مصاحبه با او متوجه شدم سفرهای بسیاری کرده، مردی با هوش است و آدمی را با فضایل و آمال خود فریفته می کند. کاترین مک دونالد: کجا به دنیا آمدید؟ افضل شوق: من در كوهستان هاي سرزمين پشتون جایی بین پاکستان و افغانستان که معروف است به تاندوانی چوتیر زیارت به دنیا آمدم. دره ای که در آن جنگل های سرو کوهی با جهانگردان دنیای وحشی می جنگند. کاترین مک دونالد: تحصیلاتتان را در کجا انجام دادید؟ افضل شوق: درجه استادی در جامعه شناسی را از دانشگاه ایالتی بلوچستان گرفتم و هم چنین درجه استادی دموگرافی از مرکز دموگرافی قاهره در مصر. کاترین مک دونالد: چند وقت است که می نویسید؟ افضل شوق: اولین غزلم را در سال 1975 وقتی که دانشجوی کالج بودم سرودم. کاترین مک دونالد: تا حالا اثری هم منتشر کرده اید؟ افضل شوق: بله، من شش کتاب منتشر کرده ام... دو کتاب شعر، یک رمان، و سه سفرنامه. همه آنها به زبان پشتو-افغانی است اما همانطور که میدانید تمام شعر های من تحت عنوان "تویست آف فیتس" " پیچ و تاب سرنوشت ها" به انگلیسی و " مینگ یونگ د ژوان ژی" به زبان چینی ترجمه شده است. رمان هم در مراحل انتشاراست، توسط دوست عزیزم الی بولینگ که ناشر اولین کتاب شعر من هم بوده اند. کاترین مک دونالد: آیا فرزند هم دارید؟ افضل شوق: بله، من پنج فرزند دارم. چهار پسر و یک دختر به نامهای: عزیز یار خان، اولس یار خان (که نام یک خواننده پاپ بین المللی است)، حکمت یار خان، قام یار خان و اسم دختر شیرینم:برشنا (هدیل بریشنا افضل خان.... سکانی هدیل) کاترین مک دونالد: آیا هیچ کدام از فرزندانتان جا پای شما گذاشته اند که یک نویسنده شوند؟ افضل شوق: نه، تا به حال هیچ کدامشان. اما اولس یار خان علاقه شدیدی به مطالعه کتابهای ادبی دارد. او همچنین یک خواننده خوب پاپ در پشتو، اردو، و کمی هم عربی و انگلیسی است. در کل ذهن خلاقی دارد. کاترین مک دونالد: چه چیزی بیشتر به شما اشتیاق نوشتن می دهد؟ افضل شوق: من از کودکی در ذهنم سوالاتی درباره بشریت داشتم. و آرزویی قلبی برای گسترش عشق و امیدی برای برانگیزش صلح و آرامش در تمام دنیا. و خدا را شکر به قدر خودم توانستم در لمس قلب انسان ها برای تحقق رویای صلح موفق شوم. و این است دلیل اینکه شما نویسنده کانادایی الان کنار من هستید و اینکه صدها تن از مردان ادبی دیگر پشتیبان من هستند تا با شهامت احساس عشقشان پیش برویم. من مطمئنم که عشق به صلحی که من، شما ، همه آن صد شاعر در تمام دنیا و دوستان هنرمندم بنیان نهادیم به زودی سهم خوبی در درمان پریشانی های جوامع دارد. کاترین مک دونالد: چه کسی به شما در نوشتن الهام می بخشد؟ افضل شوق: خیلی نویسنده ها هستند که به من الهام دادند- با زبانهای مختلف- اما اجازه بدین که اسم شما (کاترین مک دونالد ) را به عنوان یک شاعر عاشق و متعهد به صلح نام ببرم. در بین دوستان و طرفدارانم نام میبرم از: الی بولینگ، لیولی، ملیسا لاندین، شانا ویرتز، کایلا روبین و ... که مرا به شعرهای فریبنده قلب بر پایه صلح سوق دادند. در میان نویسندگان زبان خودم پشتو از غنی خان، کاظم خان شیدا (از شاعران گران قدر) سهیل جعفر، سیده حسینه گل، و از جوانترینشان پیر محمد کاروان، و یکی از بهترین رمان نویسان پشتو سعدالدین شپون الهام می گیرم. من از تمام این شاعران و نویسندگانی که از کامیابی در زندگی سخن می گویند و ایده های نو را از قلم انداخته اند الهام میگیرم. کاترین مک-دونالد: آیا فکر می کنید ارزشهای فرهنگی در نوشته های شما تاثیر می گذارد؟ افضل شوق: مطمئنا، برخی از شعر های من متاثر از فرهنگ من است. اما اساسا من یک جهانگرد بین المللی هستم و در طول سفرهایم قسمتی از فرهنگ های مختلف بوده ام. من به نوع بشریت معتقدم...و آرزومندم اگر این فرهنگ ما در تمام دنیاست و اگر ما فرزندان آدم و حوا هستیم همانند انسانی شرافتمند با یکدیگر رفتار کنیم. من بین هیچ فردی با فرد دیگر تفاوتی نمی بینم. ما همگی متعلق به نوع بشریت هستیم واگر می خواهیم واقعا انسان خطاب شویم باید در کنار هم باشیم. کاترین مک دونالد: نظرتان درباره جنگ چیست؟ افضل شوق: به اعتقاد من سیاستهای حیله گرانه مردم را در مصاف هم قرار میدهد. و آنها را به سرزمین های مختلف، رنگهای مختلف و فرقه ها و گروه های مختلف تقسیم و وادار به ریاکاری و فریب می کند.و به این ترتیب راه را برای جنگ هموار می کند. تنها راه مقابله با این دسیسه این است که مردم به هم بیوندند، خروش سیاسی برآورند. مردم می توانند با عشق به هم نزدیک شوند. صلح و کامیابی برای بشریت بدون پروراندن عشق در تمام قلبها محکوم به شکست است. جنگ راه حلی برای تضمین صلح نیست چراکه منبعی برای ویرانی و نابودی در جهان است. تمام چیزی که از خوی حیوانی در این مقطع از تاریخ می بینیم آثار جنگ است. کاترین مک دونالد: فکر می کنید خواننده ها از خواندن آثار شما بیشتر چه تاثیری می گیرند؟ افضل شوق: احتمالا ذات کلام من یعنی صلح است که قلبهای خوانندگان را تحت تاثیر قرار میدهد. من تنها چیزی را که احساس می کنم می نویسم به دنبال تقاضا در زبان شعری و تجارت امروزی نیستم. من قلبم را با تمام خلوصش روی صفحه می پاشم. شعرهای من انعکاس قلب من در یک بیان ساده هستند. نیرو در بستر معمول خودش می آرامد نه در لفافه های شعری. کاترین مک دونالد: مهمترین پیامی که مایلید به خوانندهایتان منتقل کنید چیست؟ افضل شوق: فکر می کنم کسانی که در اوج علم و ثروت پرواز می کنند می توانند با توسعه ابراز دوستی به آنهایی که جا مانده اند صلح بیاورند. جنگ می تواند به اوج خود، به تمام سرزمین ها و سرمایه ها برسد جز گردی باقی نگذارد اگر ادامه یابد و مسابقه خیانت به قانون ها ماندگار شود. چیزی که می خواهم بگویم تصرف قلب هاست نه زمین ها، عشق به دست بیاور نه اشتیاق. روح ها را تسخیر کن نه سرمایه ها. نجات انسان ها بسیار برتر از نجات قانون هاست. کاترین مک دونالد: آیا تا به حال تجربه سفری هم داشته اید؟ افضل شوق: فکر می کنم بیشتر از اینکه شاعر باشم مسافر هستم. از مشاهداتی که در سفر داشتم چیزهای زیادی آموختم حتی در طرز تفکر و احساسات من تاثیر داشتند. به همین دلیل است که در تفسیر نظریاتم در شعر معمولا نقادان، آثارم را جز آثار جهانی طبقه بندی می کنند. سوالی از شما می پرسم که در مقاله تان درباره من به تفضیل پوشش داده شده است." چه عواملی باعث می شوند انسان ها با هم تفاوت داشته باشند؟" من، بعد از سفرهای بسیارم به پاسخ دست یافتم. و آن فقط " کشمکش خودپرستی بین آنهاست". نه چیز دیگری. چراکه در هر کجا مردمانی با نیازهای بیولوژیکی یکسان وجود دارند اما چیزی که مرا حیران می کند احساس نفرت آنها به هم به خاطر هیچ است. و تمام این تفاوتها از سیاست های خونبار سیاستمدارانی ناشی می شوند که به آنها رهبران جهان می گوییم که در بازی شیطانی نقش دارند. به هر حال، در ایجا می توانم قاطعانه بگویم که از سفر چیزهای بسیار به دست آوردم. و شخصیت من ادغام فرهنگ هایی است که مرهون خوانندگانم است. و من در حال دریافت واکنش مثبت گرمی از آنها هستم. زیرا من از عشق می گویم، خواهان زندگی در صلحم و مشتاق دیدن آنها در حالی که به هم لبخند می زنند. کاترین مک دونالد: به من بگویید آیا چیزی وجود داشته که در آن شکست بخورید ولی درسی بیاموزید؟ افضل شوق: موارد زیادی هست. با چشمان باز رویاها مرا از درون می شکنند اما دوست دارم که ادامه دهم. برای مثال من می دانم که صلح، به تنهایی در این روزها تنها سوالی بی جواب است. پس دوست دارم که عشق مستولی شود، کارهای عاشقانه ، حرف های عاشقانه. و آرزو می کنم که حتی اسم زندگی را عشق بگذارند. ماموریت من رخنه در یک مهره سخت است اما دوباره و دوباره تلاش می کنم و از عزیزانم (تمام انسان ها) می خواهم به خاطر صلح عاشق باشند. من باشگاه جهانی برای شاعران و هنرمندان تحت عنوان (فرشته انترنیشنال فاوندیشن)"موسسه بین المللی فرشته" ایجاد کرده ام که خوب پیش میرود و صدها شاعر و نویسنده و هنرمند با برنامه صلح من موافقند. و در خلال هفت برنامه اساسی موسسه به خوبی فعالیت می کنند: 1- به اشتراک گذاشتن شالوده هویت بشریت به عنوان انسان و کنار گذاشتن تمام تفاوت ها 2- ترفیع عشق برای صلح، صلح برای انسان و انسان به سمت کامیابی زندگی 3- ترفیع هنر به عنوان راهی موثر برای پر کردن شکاف بین شرق و غرب 4- انجام بهترین کارها برای مرهم بخشیدن به پریشان خاطری های بشر 5- تفکر جهانی داشتن به همراه شوق سهیم شدن 6- ترسیم چهره انسان در بهترین رنگ از لغات ممکن 7- توصیه به استفاده از لبخندی دوستانه به عنوان بهترین سلاح در جنگ. کاترین مک دونالد: آیا همین الان کاری در حال انجام دارید؟ کجا مردم می توانند جمع شوند و به پیامتان در نوشته ها گوش کنند؟ افضل شوق: قصد دارم برای هدفم به روش سازمان دهی شده ای کار کنم. در تاسیس موسسه بین المللی فرشته تمام رویاهایم را برای کار، هدف قرار دهم. آنجا مکانی خواهد شد که تمام عاشقان و خدمتگذاران بشریت گرد هم می آیند و نقش خود را ایفا می کنند. قصد دارم انسانهای خلاق را از سراسر جهان گرد هم آورم. به ویژه نویسندگان و شاعرانی که سخنشان حامل کلامی از نیازعشق باشد تا کارهای با ارزششان به تمام دنیا با زبانهای مختلف ارسال شود. کاترین مک دونالد: آیا توصیه ای برای نویسندگان حال و آینده دارید؟ افضل شوق: حتما کاترین، من یک شاعر مشتاق صلح هستم، همانطور که تو و سایر نقادان خطابم می کنید. باور کنید که اگر نویسندگان، شاعران و هنرمندان نقاش ایده هایشان را به عشق برای همه ارتقا دهند با همان سبک و نقطه نظر خودشان، مردم تمام دنیا آماده خواهد بود تا نقش مهمی در ایجاد امنیت جهانی از تمام جنگها ایفا کنند. باید به آنها بگویم... تفاوت درنژاد و زبان مردم امری عادی نیست بلکه بسیار فوق العاده است و قابل احترام فراوان. بنابراین اینک وظیفه آنهاست که بشر را به سمت کامیابی از زندگی برای لذت از مجموعه آن هدایت کند. اجازه بدهید همین جا اضافه کنم که زبان به تنهایی قدرت و نژاد، زیبایی است. پس بیایید جهان را از بی رحمی حفظ و آن را زیبا کنیم. کاترین مک دونالد: توصیه ای برای طرفداران خود دارید؟ افضل شوق: همیشه می گویم، " یک لبخند دوستانه بهترین سلاح است در جنگ با ..." و من واقعا به این اعتقاد دارم. چراکه منطق قدرت و تکنولوژی به طرز بدی در حمایت از صلح شکست خورده است. پس این تنها لبخند شیرین معنی دار است که اولین نشانه عشق است و شکاف قلب ها را به هم پیوند می زند. پس بیایید هجومی به قلب همدیگر ببریم تا با قدرت عشق قلبها را تسخیر کنیم. کاترین مک دونالد : ممنونم افضل از اینکه اجازه دادی مرد پشت ایده آل ها را قدری بشناسیم. باید بگویم که: بسیار با ارزش است که در نهایت از صلح و عشق بشنویم. در این جهانی که می تواند بی رحم باشد سخت است که افرادی بیابیم که به بشریت اهمیت می دهند. همانطور که افضل شوق با من صحبت کرد با هر پاسخی که او داد مرا غنی کرد. او تنها یک مسافر یا انسانی با هوش نیست او مردی احساساتی با آرمان هایی است که متعلق به همه است. من با حرفهای او به شوق آمدم و با بلند همتی اش فریفته شدم.. نه تنها نقادان و نویسندگان و خوانندگان بلکه شما هم او را فردی آرزومند صلح خواهید یافت.
I read somewhere: "an ethereal adept was in a desert with his apprentice. He wanted to teach him " He should always trust God." The night has came and adept encamped and asked his apprentice to tie horses. Apprentice said to himself: " adept told me about relying on god, he wants to inquire me." So read a long pray and didn`t tie the horses. Next morning when they woke up, found out that the horses had been gone. Apprentice complains and said to his adept: " I don`t trust God any more, he looked after of everything but forget our horses." Adept replied: " He was going to care our horses but for this he needed your hands to tie them." Yes, God miracles but by our hands, spreads love but by our hearts. And exactly because of this, if Afzal shauq says of Peace I count his words as God`s effort to yield peace to creatures. Since I believe he didn`t create us to taste pain savor. He created us just to Love.
It is five years since Delta Force stopped a deadly missile attack in the Middle East. Now team leader Jason Patrick is living a quieter life in North Carolina with his family, stationed at Fort Bragg.
But that is about to change when a new,
An alcoholic, miserly attorney reluctantly defends a black man from a false resisting arrest charge. He then discovers damaging information against the cops and two cronies, and embarks on a battle to keep himself and his client alive.
It takes you to a dark place in the company of two of New York's finest detectives as they go the extra mile to bring a sadistic serial killer to justice.